|
حامیان حيات و محیط زیست parêzeranî jîn u jînge le kurdistan u êran
| ||||
|
سلام دوستان
با عرض پوزش من ۲ - اردیبهشت - ۱۳۹۱ باید برم سربازی. به همین دلیل فعلا تا تموم بشم نمی تونم به وبلاگ سر بزنم و مطالبشو به روز کنم امیدوارم بقیه همکارانم بتونن به وبلاگ سر بزنن و بروزش کنن و جای خالیمو پر کن. با آرزوی موفقیت برای همه دوستان عزیز. لطفا با نظرات زیباتون شادمون کنید. رزگار رستمزاده (نه ختێک ئاو به دوامدا برێژن تکایه) برچسبها: سلام دوستان, سربازی, نظر, بای بای [ چهارشنبه 23 فروردین1391 ] [ 12:49 ] [ رزگار رستمزاده ]
مشارکت مالی برای آزادی "باقر زارع" همیار محیطبان هرمزگان ( سبز پرس)
برچسبها: باقر زارع, همیار محیط بان [ دوشنبه 15 اسفند1390 ] [ 19:33 ] [ رزگار رستمزاده ]
امروز بود که روزنامه جاجم به شوق و ذوق خبرداده بود که جاده آسیایی پارک ملی گلستان تا اواخر بهمن ماه امسال به پایان میرسه و قابل بهره برداریست. جاده قبلی پارک ملی گلستان که در سال 80 بر اثر سیل تخریب شده بود از اون سال به بعد وزارت راه و ترابری بدون در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی این جاده شروع به بازسازی جاده کرده البته این بار نه مثل قبل جاده دوطرفه بلکه یکجاده ترانزیتی چهار بانده با عرضی بیش از 20 متر در دل پارک ملی گلستان. من خودم در سفری که به پارک ملی گلستان در دو سال قبل دداشتم در کمال ناباوری در داخل پارک تجهیزات و کارخانه شن و ماسه سازی در حاشیه رود و در منطقه بالاتر از مرکز بازدید کنندگان دیدم این د رحالی بود که طبق توافق سازمان محیط زیست با شرکت پیمانکار جاده قرار بود شن و ماسه مورد نیاز جاده و دیوار حایل جاده و رودخانه از بیرون از پارک تهیه شود اما شرکت بدون اجرای توافقنامه این تجهیزات پر سر و صدا را وارد پارک کرد. اما بعد از اینکه سازمان نتوانست جلوی این قانون شکنی شرکت را بگیرد آیا بهتر نبود بجای اینکه این همه درآمد ( میلیارد ها تومان ) ناشی از بهره برداری از شن و ماسه بستر رودخانه مادر سو در جیب شرکت برود سازمن شرکت را مجاب میکرد که در قبال بهره برداری از این شن و ماسه پولی را به مدیرت پارک جهت صرف در خود پارک برای حفاظت پارک بپردازد. اما هیچ کدام از این کارها انجام نشد بلکه جاده بیشتر و بیشتر در دل پارک جا خوش کرد و به پیشروی ادامه داد. حالاهم احتمالا چند روز دیگر مسئولین دولت برای بهره برداری از این جاده به پارک ملی می روند و خوشحال از اینکه جاده بیشتر محیط زیست را تخریب کرده است و در این تخریب سهمی داشته اند. اميدوارم بق قول ما كردا " قه زا و به ڵايي ژينگه ي له گه ڵ خۆيي برد بێت". روحش شاد و یادش بخیر پارک ملی گلستان
برچسبها: پارك ملي گلستان, جاده سازي در پارك, تخريب [ چهارشنبه 7 دی1390 ] [ 16:28 ] [ رزگار رستمزاده ]
امروز بود که خبر زخمی شدن محیطبان و دوست عزیزم (سید علی موسوی) رو خوندم اول باور نمی کردم تا اینکه عکسش رو تو وبلاگ دیده بان دیدم و خیلی ناراحت شدم. میگن شکارچی متخلف دستگیر نشده و فرار کرده متاسفانه. اما اومدیم و شکارچی رو گرفتند که چی؟؟؟ قانون باهاش چیکار می کنه؟؟؟ آیا این قانون می تونه از حق این محیط بان زحمتکش دفاع کنه؟؟؟ قانونی که برای آقای اسعد تقی زاده محیط بان منطقه حفاظت شده دنا حکم اعدام ( قصاص) صادر کرده است به جرم اینکه در درگیری با شکارچیان مسلح غیر مجاز اقدام به شلیک به سمت آنان در دفاع از خود کرده است و ناخاسته یکی از آنان را هدف قرار داد. او و همه محیط بانان که به عنوان ظابط دادگسنری فعالیت می کنند قانونی برای دفاع از اونها باید وجود داشته باشه. آیا وجود داره؟؟؟ این اولین مورد نیست که شکارچیان هم شکار و هم محیطبانان را با هم مورد هدف قرار می دهند. تا حالا ۱۱۲ محیطبان بیگناه دیگر کشته شده اند و صدها مورد دیگر مجروح. اما قانون و دستگاه قضایی ایران هیچ عکس العملی نشان نداده و تنها در این راستا مواردی مانند اسعد تقی زاده را از دستگاه قضایی ایران دیده ایم.
[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 13:18 ] [ رزگار رستمزاده ]
این آخرین تصویر هوایی از دریاچه ارومیه است که وضعیت دریاچه را در مقایسه با سالهای قبل نشان می دهد(ایسنا)، این تصویر که می بینید متعلق به یک پارک ملی است به نام " پارک ملی دریاچه ارومیه"، منطقه ای که از سابقه حفاظتی بیش از ۴۰ سال برخوردار است و در سال ۱۳۵۴ هم در یونسکو به ثبت رسید و هم به عنوان یکی از تالابهای بین المللی جهان برگزیده شد، اما این همه عنوان ملی و بین المللی هم برای نجات این دریاچه از دست مافیای سدسازی کافی نبود. اینقدر که امروز دریاچه ارومیه به گواه همین تصاویر که می بینید واقعا نابود شده.
بارها هشدار داریم و نوشتیم و اعتراض کردیم اما کو گوش شنوا! هیچ کس نخواست فریادهای اعتراضی ،نوشته ها و هشدارهایمان را جدی بگیرد، گفتیم سدسازی مثل بختک افتاده روی دریاچه و نفس دریاچه را بند آورده، گفتند "توهم دارید ،سد کجا بود، سدهای ما هم خالی است، این خشکسالی است که دریاچه را نابود کرده". گفتیم این کشور حداقل تاریخی ۱۰ هزار ساله دارد و تاریخ طبیعی اش قدمتی میلیون ساله ، چطور دراین همه سالها و سده ها و هزاره های قبل خشکسالی نبوده ، یه هو تو همین ۲۰ ساله خدا قهرش گرفته و خشکسالی را بر ایران و ایرانی نازل کرده ؟ گفتند " قبلا هم دریاچه ارومیه خشک شده بوده "!! گفتیم آقا اگه سدهایتان خالی است و بلای خشکسالی بر ایران نازل شده، پس چرا اینقدر دیگه برنامه سدسازی در حوزه دریاچه دارید ؟ سد بدون آب را برای چه کسی می سازید؟ اینجا بود که سکوت کرد و به ریش همه ما معترضان محیطزیستی خندید و در دلش گفت: این سدها برای شما آب نداره برای ما که نون داره ! آره ،حالا باز هم سد بسازید! سد بسازید و سد بسازید و سد بسازید تا بر بلندای سکوی افتخار نخست سدسازان جهان بیایستید ! به چه افتخار می کنید؟ به اینکه بر بلندای سکویی ایستادید که هیچ کشوری رغبت ایستادن بر آن را ندارد؟ که اگر خوب بود زرنگ تر از شماها هم بودند که بر این سکو بیاستند! نفس دریاچه را گرفتید، آخه یک سد ،دو تا ،۱۰ تا،۲۰ تا ،۴۰ تا، نه ۷۰ تا ؟! ۷۰ سد کوچک و بزرگ در حوزه آبریز دریاچه ارومیه ،همه برنامه های وزارت نیرو برای نابودی دریاچه ارومیه تا سال ۱۴۰۰ است، به این برنامه ها هم می گویند: " برنامه مدیریت منابع آب در حوزه دریاچه ارومیه" البته حالا در کنارش طرح های نجات دریاچه هم هست که میلیاردها تومان پول برای نوشتن اش روی کاغذ صرف شده و دهها جلسه با شیرینی و میوه و چای برگزار شده و سمی ناهار و همایش که نهایتا خروجی اش یک طرحی باشه که همه و همه از وزیر و وکیل زیرشو به مبارکی و میمنت امضا کنند و بعد بسپارندش به گوشه تاریک بایگانی و خداحافظ عملیات نجات!! و این جزیره کبودان است که الان با کف دریاچه یکی شده و دیگر خبری از آب نیست! حالا باز هم سد بساز و سد بساز و سد بساز و پول بیت المال را در جیب گشاد مافیای سدسازان بریزید.
شما رابه خدا ببینید چه کردید با نگین سرخ ایران در آذربایجان! البته آنچه امروز بر سر ارومیه آمده ،محصول ۲۰ سال کار و تلاش و برنامه ریزی و سیاستگذاری و اجرای طرح های مدیریت آب در دولت سازندگی و اصلاحات و مهرورزی بوده ! در حالی که بارها نوشتیم که سازندگی کمر تالابها و دریاچه ها و رودخانه های ایران را با این طرح های سدسازی بجا مانده اش می شکند ،اما کسی جدی نگرفت،گفتیم از این همه اصلاحات ذره ای صرف اصلاح مسیر رودخانه ها به سمت دریاچه ارومیه نشد و دوباره نوشتیم که دریاچه ارومیه از سازندگی و اصلاحات خیر ندید شما را به خدا مهر و عدالت تان را بر سر دریاچه بریزید نگذارید شما هم میراث دار برنامه های سدسازی در دولت های گذشته باشید . اما باز هم کسی جدی نگرفت! واسفا که در برابر این همه هشدارها و اعتراض ها ، چشمان مدیران متولی توسعه همیشه نابینا و گوشهایشان همیشه ناشنوا و زبانهایشان گنگ از پاسخ گفتن بوده ، دریاچه ارومیه در کف بی کفایتی برنامه ریزان و مدیرانی نابود شد که برنامه هایشان فقط یک سو نگر بر پایه منافع شخصی و با میدان دید محدود (در حد نوک بینی) طراحی شده بود. در غیر این صورت هرگز چنین بلایی بر سر این اکوسیستم نمی آمد. کاش حداقل ذره ای وجدان بیدار می داشتیم تا عمق فاجعه را دریابیم و تکانی به خودمان و صندلی مان و جایگاه مان بدهیم و از سمت مان استعفا!
اما می دانم که باز هم مطابق معمول،آقایان مدیر به جای چاره اندیشی تنها طرفداران محیط زیست را با هزار و یک انگ و برچسب جنسیتی و سیاسی و غیر سیاسی متهم می کنند که چنین و چنان نیست ،همه چیز آرام است ، ما خیلی خوشبختیم و شما بدبختید که فقط با این انتقادات تان غرض ورزی و عناد تان را به دولت و کشور و مردم نشان میدهید!!! آقای محمدی زاده عزیز، رییس محترم سازمان مثلا حفاظت محیط زیست! شما در آخرین نشست تان با خبرنگاران، از ما خواستید که به جای منفی نوشتن ،مثبت بنویسیم و از چیزهای خوب بگوییم تا لابد آب در دل شما و مردم تکان نخورد. شما را به خدا قسم بگویید ، در دریاچه ارومیه چه جنبه مثبتی می بینید که ما بنویسیم ؟ ما آنچه را می بینیم می نویسیم که از ۷۰۰ هزار پرنده مهاجر دریاچه در دو دهه گذشته امروز جز یکی دوهزار تا که اون هم نصفش هرساله در دریاچه می میرد ،باقی نمانده؟ می نویسیم که وسعت دریاچه به نصف رسیده و اون نصفه دیگر هم یک حوض بزرگ آب نمک قرمز و خالی از حیات است،می نویسیم که جاده ویرانگر کلانتری محصول فکر و ایده یک شبه یک مدیر بود که عملی شد و کلنگ نابودی دریاچه شد . می نویسیم که هر چه رودخانه در مسیر حوزه آبریز دریاچه بوده با سد مسدود شده ، می نویسیم که ۴۰ روستا به دلیل طوفان های نمک از ۴ سال پیش در حاشیه شرقی دریاچه خالی از سکنه شده ،.... شما بگو چه بنویسیم تا آب در دل کسی تکان نخورد؟ از هدر رفت آب و راندمان پایین بهره وری آب در مزارع کشاورزی بنویسیم ؟ از سالهای خشکسالی بنویسیم که به جای کاهش سطح اراضی زیر کشت تا دو و سه برابر در دهه اخیر افزایش یافته ؟ از حقابه به سرقت رفته دریاچه ارومیه توسط وزارت نیرو و کشاورزی بنویسیم ؟ از چه بنویسیم تا متهم به سیاه نمایی نشویم ؟ اصلا نقطه سفیدی در دریاچه ارومیه هست که راجع به آن بنویسیم؟ آقای محمدی زاده ! حالامی بینید چرا همه روزه آماج انتقادات برخی طرفداران محیط زیست از جمله نگارنده قرار می گیرید؟ چون به جای فکر کردن بر حال یوز و پلنگ و خرس و گوزن ایران فکر و ذهنتان شده ببر و شیر و اوریکس! چون به جای چاره اندیشی جدی برای نجات ارومیه و نایبند و پریشان ، فقط شعار می دهید و از سالهای آینده می گویید که دریاچه احیا شده و ان وقت دیگر شما هم نیستید که اگر احیا نشد ،بیاییم سر وقت تان،از رفع گرد و غبار در ۵ سال آینده ،از نجات دریاچه ارومیه در ۵ سال آینده و .... . اما فراموش کردید شما فقط ۳ سال دیگر هستید و ۵ سال آینده معلوم نیست وزیر نیرو هستید یا وزیر نفت ! پس از امروز بگویید، از این بگویید که می روید و پاشنه در وزارت نیرو را در می آورید تا حقابه دریاچه را حتی اگر در حد یک کاسه هم باشه ،بگیرید ، از این بگویید که اراضی زیر کشت اطراف دریاچه را که آبیاری سنتی دارند، تعطیل خواهید کرد و کشت شان را متوقف ، از چیزی بگویید که درمان دریاچه باشد نه حرفهایی که فقط حرف هستند و خبری از اجرا در آنها نیست و اگر نمی توانید این کارها را انجام دهید خب استعفا دهید تا لااقل استعفایتان شاید تکانی به دولت و وزارتخانه های طبیعت ستیزش بدهد. پس دیگر ما را متهم به سیاه نمایی نکنید و از ما نخواهید که دروغ به خورد ملت دهیم که دریاچه حالش خوب است و .... و سخنی هم با آقای قاضی پور، نماینده ارومیه که چند روز پیش گفت:دریاچه ارومیه بزرگ است، باید کوچکش کنیم، تا بتوان از آن نگهداری کرد. آیا به نظر شما کاهش ۲۵۰ هزار هکتاری دریاچه ارومیه هنوز هم کافی نیست تا شما بتوانید از آن نگهداری کنید؟ یا شاید می خواهید دریاچه را اندازه حوض پارک دم خونه ما کنید تا شما و سازمان محیط زیست بتوانید از آن نگهداری کنید؟ شما را بخدا بگویید دیگر چه فاجعه ای بزرگتر و تکان دهنده تر از اینی که هست باید در ارومیه اتفاق بیافتد تا شما و همکارانتان در مجلس وقت گرانبهایتان را برای یک ساعت هم که شده در صحن علنی مجلس، صرف فقط سخن گفتن راجع به دریاچه ارومیه کنید. تا دریابید که مرگ دریاچه ارومیه یعنی مرگ قطب کشاورزی ایران، یعنی سیل مهاجرت مردم محلی به شهرها، یعنی آغاز بحران های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در گوشه شمال غربی ایران، یعنی مرگ ایران و ایرانی، یعنی ناتوانی و عجز ایران در حفاظت از یک میراث ملی و گنجینه طبیعی، مرگ ارومیه یعنی طبیعت ستیزی، عناد ورزی و دشمنی ما با حیات و زندگی. شما را به خدا اگر دلتان برای محیط زیست نمی سوزد ، که یقین دارم همین است ، دلتان برای مردم، برای پایه های متزلزل اقتصاد محلی و منطقه ای آذربایجان و برای سکونتگاههای انسانی و فرهنگ هایی که در آستانه نابودی است، دلتان بسوزد و نگذارید دریاچه بیش از این نابود شود، اینقدر از سدسازان حمایت نکنید و بشکنید این سدهای ویرانگر محیط زیست را،... منبع: دیده بان محیط زیست ایران [ چهارشنبه 25 آبان1390 ] [ 16:14 ] [ رزگار رستمزاده ]
به قلم دوست خوبم : صیاد شیخی ئیلانلو روز یکشنبه 25/7/89 بود که باصالح و چند تا از همکلاسی های خانم از فلکه شهرداری به طرف جنگل النگدره براه افتادیم با ماشین حدود 15 دقیقه تو راه بودیم تا به مرکز بازدیدکنندگان پارک رسیدیم و تصمیم گرفتیم که ابتدا صبحانه بخوریم وبراه بیافتیم و ببینیم امروز از فون و فلور هیرکانی چی قسمت ما میشه تا ببینیم ... ادامه مطلب [ سه شنبه 25 آبان1389 ] [ 10:45 ] [ صالح محمودی(کۆچه ر) ]
سلام بر همگی شما دوستان گرامی بعد از یک وقفه نه چندان کوتاه من بالاخره برگشتم سر وبلاگ و امیدوارم هستم که همکارانم و سایر دوستان منو به خاطر این فاصله زمانی که نبودم ببخشند. اگه دوستان بدونند که من در این مدت که نبودم ،کجا بودم حتمآ غیبتم رو موجه خواهند دونست امیدوارم بتونم چیزهایی که فرا گرفته ام و خواهم گرفت در خدمت دوستان و دوستداران واقعی محیط زیست (ژینگه ی خۆ شه ویست ) بذارم و مفید واقع بشه من به زودی میام پس تا بعد بدرود
[ چهارشنبه 14 مهر1389 ] [ 12:25 ] [ صالح محمودی(کۆچه ر) ]
گونههاي اصلي پستانداران بزرگ در اين منطقه قوچ و ميش ارمني است كه زيستگاه آن تپه ماهورها و نقاط كم ارتفاع است، تعداد كمي آهو نيز در اين منطقه زندگي ميكند، علاوه بر اين جانوراني مانند خرس قهوهاي، گراز، گرگ، گربه پالاس، خرگوش در اين منطقه وجود دارد. [ یکشنبه 9 خرداد1389 ] [ 15:47 ] [ حشمت قربانی (ئامانج) ]
|
||||
|
مهترسییه راستهقینهكانی گهرمبوونی زهوی |
|
لهئینگلیزییهوه/ فازڵ مهلا |
